على محمدى خراسانى

449

شرح منطق مظفر (فارسى)

محتمل است و موهم است يعنى سبب اشتباه مخاطب شده و نمىداند كه منظور چيست ) بپرهيزد و سخنانش دو يا چند پهلو نباشد بلكه واضح ، روشن ، رسا و با فصاحت و بلاغت هرچه تمام‌تر مراد را برساند كه اين امور براى خطيب و در مقام خطابه قادح است اگرچه براى شاعر و در كلام شعرى احيانا جزء محسنات باشد و نيز از افراد كاهن ( غيب گو و كسانى كه از آينده خبر مىدهند و فالگيران ) كه كلّىگوئى را شعار خويش كرده و بگونه‌اى سخن مىگويند كه دروغ آنان بر مردمان آشكار نشود ، ولى اين از يك خطيب نيكو نيست مگر خطيب يك رجل سياسى باشد كه مسؤوليّت وى ايجاب مىكند كه از تصريح به شغل ، مقام و مسوؤليت خود شانه خالى كرده و آن را بيان نكند . 7 . از لحاظ ايجاز ( موجز و مختصر گفتن ) و اطناب ( طول دادن سخن ) اعتدال و حدّ وسط را مراعات كند . نه آنچنان موجز سخن گويد كه مخلّ به مقصود باشد و نه آنچنان طولانى كه ممّل باشد كه هردو مضّر است . البتّه از اين حيث حالات شنوندگان فرق دارد گاهى همه يا اكثر مستمعين ، از خواص و آگاه به مطالب هستند براى آنان مناسب اينست كه موجز و مختصر سخن بگويد ( مثلا در محضر علماء و فقهاء ، دانشمندان ، تمام آيات و روايات را ترجمه كردن و شرح و بسط ممّل است ) و اگر در محضر عوام مردم سخن مىگويد بايد كلام را تجزيه و تحليل كند تا مرادش را بفهماند ، البتّه گاهى هم مطلوب يك مطلوبى است كه ايجاب مىكند خطيب ، مطلب را تكرار كند و مرتّبا هشدار دهد ( به خاطر اهميّت آن يا مثلا دروس اخلاق و نكات اخلاقى تذكر زياد لازم دارد تا ملكه شود و . . . ) ، درهرحال و با هر شنونده‌اى كه سخن مىگويد به او توصيه مىكنيم كه از تكرارهاى بىفايده يا كم‌فائده هميشه و همه‌جا اجتناب كند و نيز كلمات مترادف را پشت‌سرهم زياد به كار نبرد كه بگويند او دارد وقت‌گيرى مىكند و هر مقصود را باده كلام ادامه مىدهد . 8 . در خطابه و گفتار از الفاظ غريبه ، وحشيّه و الفاظ غيرمتداول اجتناب كند و نيز از تعبيراتى كه شنوندگان از شنيدن آنها مشمئز مىشوند بپرهيزد . مثلا الفاظ ركيك ، فحش و ناسزا را به كار نبرد و اگر مناسبت ايجاب كرد و ضرورت اقتضا كرد كه از معانى اين الفاظ ركيك تعابيرى داشته باشد حتما به جاى تصريح ، كنايه بكارگيرد كه « الكناية احسن و ابلغ من التصريح . » 9 . سخنان خطيب مشتمل بر محسنات بديعى ( محسنات لفظى و معنوى كه در علم